فرش بر رونق بازار حسین می نازد عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد ابر بر اشک عزادار حسین می نازد قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد کربلا هم به علمدار حسین می نازد

ای شمر لعین، به زیر پایت ماه است ریحانه حضرت رسول الله است از سینه اش آن پای نجس را بردار این پرچم لا اله الا الله است

حال همه دیوانگان از دم خراب است چشمان ساقی روی نی در پیچ و تاب است گر جام می را سر کشی دانیچه گویم این حروله سرگیجه بعد از شراب است

دل دیوانه در بند حسین است همیشه مست لبخند حسین است عجب مادر بزرگم راست میگفت شفا در دود اسپند حسین است

جان مولانا و سعدی و لسان غیبها جان عطار و نظامی، شاعران خاک ما باد قربان همان شاعر که از جانش سرود بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

روزی که الفبای انالعبد نوشتیم گفتیم که ما نوکر ارباب بهشتیم یک پیرهن مشکی و یک بیرق روزه بانی شد و ما بنده ابلیس نگشتیم

سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند / غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی / آنچنان باش که ارباب جوابت نکند . . .

چون در همه عمر داشتم حب على / آمد به سرم چهارده نور جلى گفتم که شفیع من کدامین شماست / کردند اشارت به حسین بن على . . .

آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

قیامت بی حسین غوغا ندارد / شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند / چرا پرونده ات امضاء ندارد . .

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز / خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون / از رونق دشت کربلا مانده هنوز . . .

همواره تجّسم قیام است حسین (ع)/ در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز / دل چسب‌ترین شعر کلام است حسین (ع). .

عالم همه محو گل رخسار حسین است / ذرات جهان درعجب از کار حسین است دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدای تو عزادار حسین است . .

برای باغبان یاس آفریدند / علی را أشجع الناس آفریدند وفا داری و مردی و شجاعت / یکی کردند و عباس آفریدند . . .

محرم آمد و ماه عزا شد / مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید / دوباره شور عاشوار به پا شد . .

السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن . . . آغاز ماه عزاداری سالار شهیدان تسلیت

عطری که از حوالی پرچم وزیده است / ما را به سمت مجلس آقا کشیده است از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا / صد کوچه بازکنید محرم رسیده است . .

از داغ حسین اشک نم نم داریم / در خانه سینه تا ابد غم داریم پیراهن و شال مشکی آماده کنید/ یک هفته دگر تا به محرم داریم .

فریاد وا حسینا پر شد در آن حوالی طفلان به گریه گفتند جای رقیه خالی پیشاپیش فرارسیدن ماه محرم وایام شهادت امام حسین (ع)را تسلیت میگویم

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 16:15 توسط ب. ش |

خدا اولین آموزگار هستی بود و آموخت به آدم اسرار آفرینش را... مهربانی رسم آموزگاری ست مهربان! روزت مبارک .

يك معلم بزرگ تو را به دانش خود رهنمون نمي كند، بلكه تو را تا بالاترين حد توانايي فكرت هدايت مي كند.

معلم كيمياي جسم و جان است/ مــعلم رهنماي گمرهان است شـده حك بر فراز قله ي عشق/ معلم وارث پيغمبران است

اگرعلم ارزشمندترین کالاهاست معلم کسی است که گرانبهاترین گنج جهان را به پای ما می ریزد(روزت مبارک)

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 16:14 توسط ب. ش |

در های آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم(ص)

شد باز در رحمت خالق به روي خلق چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا مژده که شد ماه مبارک پديد

فرا رسیدن ماه خدا مبارک. یادت باشه میزبان خداست.

جویند همه هلال و من ابرویت / گیرند همه روزه و من گیسویت از جمله ای دوازده ماه تمام / یک ماه مبارک است ، آن هم رویت

کم کم طلوع ماه خدادیده می شود/اسباب بندگی بشرچیده می شود/دراین بهار رحمت و غفران ومغفرت/خوشبخت بنده ایست که بخشیده می شود/ حلول ماه خدامبارک

تا ز رویت گرفته ام روزه / جز به یادت نکرده ام افطار

عیب کار از جعبه تقسیم نیست سیم سیار دل ما سیم نیست این خدا و این هزاران طول موج دیش احساسات ما تنظیم نیست. التماس دعا

دعا بدون علی قابل اجابت نیست، که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی- بزن تو دست توسل به دامن مولا، که درد جامعه را بهترین دواست علی(ع.(

به فرق نازنینش کی اثر می کرد شمشیر / یقینا ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت . . .شهادت مولای متقیان تسلیت باد

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را ، با بوسه از لب پسر افطار می کند .

از عرش صدای ربنا می آید / آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که درهای بهشت باز کنید / مهمان خدا سوی خدا می آید

امام صادق-ع: خواب روزه دار عبادت، خاموشي او تسبيح، عمل وي پذيرفته شده و دعاي او مستجاب است.

به عاصيان وعده ي رحمت رسيد ماهي سرشار از برکت و رحمت و عبادت هاي پذيرفته شده برايتان آرزومندم

فرا رسيدن ماه ضيافت الهي بر شما و خانواده محترم مبارک باد

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

پیشاپیش فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه ، بیخوابی شبانه ، گرسنگی روزانه ، روز شماری ماهانه ، پرخوری سحرانه ، افطاری شاهانه ، و توقع آمرزش سالیانه ، مبارک

ماه رمضان، بهار سالكان الي الله و آغاز شكوفايي غنچه هاي عشق و معرفت در بوستان «سينه هاي سودايي» بر شما مبارک ...

ماه رمضان، ماه برچيده شدن، «بساط شياطين» از عرصه زندگي اولاد آدم و حضور ملموس ملائك در اطراف «صائمين مشتاق شيدايي» است!

حلول ماه مبارك رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهاي عاشقانه و نيايشهاي عارفانه و بندگي خالصانه را به شما تبريك عرض ميكنم .

اگر سربشكندجاداردامشب/ندانم سرچه سودا دارد امشب/غريب يثربومظلوم كوفه/هواي كوي زهرا دارد امشب

امشب كه بلرزيددلوبغض و صدايت/آرام روان گشت دلت سوي خدايت/رفتي به درخانه آن قاضي حاجات/ياد آر مرا ملتمس لطف و دعايت

بارخدایا!وسوسه های نفس، نگذاشت جانم در نهر رجب تطهیر شود.از در آویخت گان درخت طوبای شعبان هم که نبودم.ترحم فرماو دردریای رحمت رمضانت مستقرم نما.التماس دعا

خدایاعزیزی دارم که روزگار فرصت ديدارشان راکمتر نصيبم ميگرداند اما يادش دردلم جاويد است،رسمش معرفت، کردارش جلای روح و یادش صفای دل است پرکن دستش رااز آنچ که درمرام خدایی توست. به برکت ماه مبارك رمضان آمين

¸.•°``°•.¸ألله¸.•°``°•.¸

* لاإله إلا هوألحي *

°•.¸¸.•°`ألقيو م`°•.¸¸.•°

دعاهایت را اجابت کند آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی را بخنداند روزگارت برمراد، روزهایت شاد شاد، بخت و تقدیرت قشنگ / فرا رسيد ن ماه خدا *ماه رمضان * بر شما مبارك باد . (التماس دعا)

پيک الهي درگذرگاه شعبان،عطررمضان رابه ارمغان آورده،به مشامتان گوارا . التماس دعا

كاش دراين رمضان لايق ديدارشویم/سحرى بانظرلطف توبيدارشویم/كاش منت بگذارى به سرم مهدىجان/تاكه همسفره تولحظه افطارشویم التماس دعا

كوله بارت بربند! شايد اين چندسحرفرصت آخر باشد!كه به مقصد برسيم،بشنا سيم خدارا وبفهميم كه يك عمرچه غافل بوديم! ميشود آسان رفت،ميشودكاري كرد كه رضاباشد او، اي سبكبال دراين راه شگرف،دردعاي سحرت ،درمناجات خدايي شدنت،هرگز از ياد نبر،من جامانده بسي محتاجم

دل را که به نهر رمضان میشوئی آن لحظه که ربنا زجان میگوئی یادی زدل خسته ما هم بنما آن لحظه که استجابتی میجوئي. التماس دعا.

اناانزلناه في ليلة القدرعشق يعنى اشك توبه درقنوت-خواندنش با نام غفارالذنوب-عشق يعنى چشمها هم در ركوع-شرمگين ازنام ستارالعيوب-عشق يعنى سرسجود و دل سجود-ذكريارب يارب ازعمق وجود -فرارسیدن ماه مهمانی خدامبارکباد

اي دوست بهار بی خزان را درياب/هنكام سحر حال اذان را درياب/ يك ماه تحمل کن ویکسال صفا/ مهمانی ماه خدارا دریاب . "حلول ماه رمضان مبارک"

ماه مبارك آمد , اي دوستان بشارت از سوي دوست ما را,هر دم رسد اشارت.آ مد نوید رحمت , اي دل ز خواب برخیز،باشد كه باقی عمر, جبران شود خسارت .حلول ماه مبارك رمضان, ماه رحمت وبركت بر شما وخانواده محترمتان مبار ك باد.التماس دعامخصوص

خدا گويد:تو اي زيباترازخورشيد زيبايم،تو اي والاترين مهمان دنيايم، بدان آغوش من بازاست،شروع كن!يك قدم باتو، تمام گامهاي مانده اش با من..استشمام رایحه دل انگیز رمضان،گواراي وجودتان

آمد رمضان،هست دعارا اثري،دارد دل من شورونواي دگري،مابنده عاصي و گنه كار توييم،اي داور بخشنده بما كن نظري.

كاش دراين رمضان لايق ديدارشویم/سحرى بانظرلطف توبيدارشویم/كاش منت بگذارى به سرم مهدي جان/ تا كه همسفره تولحظه افطارشویم التماس دعا

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 16:12 توسط ب. ش |

سخنان امام رضا ع

السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت

امام رضا(علیه ‎السلام(هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى برطرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش برطرف سازد (اصول کافى، ج ۳، ص ۲۶۸(

سخنان امام جعفر صادق ع

قال الصادق (ع): اهالی بهشت 4 نشانه دارند. 1. روی گشاده 2.دل مهربان3.قلب بخشنده 3.زبان نرم

امام صادق(ع): شادی در ۳ چیز است : در وفاداری ، رعایت حقوق و ایستادگی در برابر سختی های زندگی

سخنان امام باقر ع

امام محمد باقر (ع): هر که بر خدا توکل کند مغلوب نمی شود و هر که از گناه به خدا پناه ببرد شکست نمی خورد .

سخنان امام سجاد ع

امام سجّاد(سلام الله علیه(: منتظران ظهور حضرت مهدی علیه السلام برترین اهل هرزمانندبحارالانوار

امام سجاد (ع): هر مومني که بگريد بر قتل حسين (ع)به نحوي که اشک بر چهره اش جاري شود ، خداوند او را جاودانه در خانه اي از خانه هاي بهشت جا مي دهد .

امام سجاد (ع): هر مومني که بگريد بر قتل حسين (ع)به نحوي که اشک بر چهره اش جاري شود ، خداوند او را جاودانه در خانه اي از خانه هاي بهشت جا مي دهد .

سخنان امام حسين ع

امام حسين (ع): ادب آن است که وقتي از منزلت خارج شدي ، هر کس را که ديدي او را از خود بهتر بداني .

فرمانده عشاق دل آگاه حسين است , بيراهه مرو ساده ترين راه حسين است . ازمردم گمراه جهان راه مجوييد , نزديک ترين راه به الله حسين است .

امام حسين (ع): عقل به کمال نمي رسد مگر با پيروي از حق .

سخنان امام هادي ع

امام هادی (ع): فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 15:50 توسط ب. ش |

امیر مومنان علی (ع):جالِسِ الْعُلَماءَ يَزْدَدْ... باعلمامعاشرت كن تا علمت زياد،ادبت نيكو و جانت پاك شود غررالحكم،ح 4786

آنان که وقت شان پایان یافته خواستار مهلت اند و آنان که مهلت دارند کوتاهی می کنند

ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان باشدوناتوان ترازاو شخصی است که یارودوستی را ازدست بدهد.

رازدل پنهان نمی ماند وازپریدنهای رنگ و سخنان ناهماهنگ راز ها افشاء شوند.علی ع

اندک نعمتی که به شما رسید شکر صاحب نعمت بجای آریدتاشکر نعمت نعمت را برشماافزون کند.

ز مردم دل بکن یاد خدا کن خدا را وقت تنهایی صدا کن در آن حالت که اشکت می چکد گرم غنیمت دان و ما را هم دعا کن

کسی که کردارش اورا به جایی نرساند ؛ افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رساند. امام علی (ع)نهج البلاغه

امام على عليه‏السلام :هر چه محبّت دارى نثار دوستت بكن ، امّا هرچه اطمينان دارى به پاى او مريز .

دورترین دوری ها،دوری دلها از یکدیگر و نزدیکترین نزدیکی،دوستی دلهاست. امیرالمومنین حضرت علی ع

علی‎ ‎ع‎: بخشش نا به جای حکمرانان از اموال عمومی مسلمانان،خیانت است

از پرتو انديشه تيرگي هاي امور روشن مي شود . حضرت علي (ع )

اگر مي خواهي از لغزش ها مصون بماني و عيوبت مستور بماند كم حرف بزن . حضرت علي (ع)

تنها نزد كسي شكايت كن كه بتواند مشكل تو را حل كند . حضرت علي (ع‌ )

شكيبا پيروزي را از دست ندهد اگرچه روزگاراني بر او بگذرد . حضرت علي (ع )

اگر كوه ها به لرزه درآمدند تو پابرجا و استوار باش . حضرت علي (ع )

خردمند تكيه بر كار خود كند و نادان اعتماد بر آرزوي خويش نمايد . حضرت علي (ع (

خودپسندي همان ابلهي است . حضرت علي (ع )

آنكس كه از لباس تقوي برهنه شد به هيچ لباسي پوشيده نمي شود . حضرت علي (ع )

محبت نردبان رفعت است . حضرت علي (ع )

آنكه تكبر بر مردم نمايد ذليل و بي مقدار است . حضرت علي (ع )

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 15:48 توسط ب. ش |

دعا پيامبر اکرم صلى‏ الله‏ عليه‏ و ‏آله : اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الْمُلِحّينَ فِى الدُّعاءِ خداوند اصرار كنندگان در دعا را دوست دارد بحارالأنوار، ج 93، ص 378

وقتی بنده از خدا بترسد ، خداوند همه چیز را از او بترساند و اگر از خدا نترسد خداوند او را از همه چیز بترساند حضرت رسول اکرم (ص)

دست ها سه گونه اند : دست گيرنده ، دست نگهدارنده و بهترين دست ها دست دهنده است . حضرت محمد (ص)

نمي توان همه را به مال راضي كرد ، اما به حسن خلق مي توان . حضرت محمد (ص)

از خوشبختي ها اخلاق نيكوست . حضرت محمد (ص)

سخن نيكو بگوي تا به نيكي تو را ياد كنند . حضرت محمد (ص)

پرهيزگاري ، جان و تن را آسايش مي بخشد . حضرت محمد (ص)

خوارترين مردم كسي است كه پست شمارد مردم را . حضرت محمد (ص)

دلاورترين مردم آن است كه بر هواي نفس غالب آيد . حضرت محمد (ص)

وقتي كه بر دشمن قدرت يافتي به شكرانه قدرت از او در گذر . حضرت محمد (ص)

كسي كه انديشه اش كم باشد سختيش فراوان است . حضرت محمد (ص)

هركس از شما خوش خلق تر است پيش من محبوب تر است . حضرت محمد (ص)

هر سكوتي كه خالي از انديشه بود خطاست . حضرت محمد (ص)

مالي بهتر از عقل و عبادتي مانند تفكر نيست . حضرت محمد (ص)

تو را از سه خوي ناپسند نهي مي كنم رشك و آز و تكبر . حضرت محمد (ص)

كم نصيب ترين مردم از سجاياي مردانگي و فضايل انساني دروغگويان هستند . حضرت محمد (ص)

در موقع آسايش خدا را بشناس تا در موقع سختي تو را بشناسد . حضرت محمد (ص)

هر كه دنبال كاري رود و پشتكار به خرج دهد نتيجه مي گيرد . حضرت محمد (ص)

همنشين خوب از تنهايي بهتر است و تنهايي از همنشين بد بهتر . حضرت محمد (ص)

مومن همواره در جستجوي حكمت است . حضرت محمد (ص)

پيامبر اكرم فرمودند:اي فاطمه مژده كه درنزد خدا مقام شايسته اي داري كه در آن مقام براي دوستان و شيعيانت شفاعت مي كني

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 15:47 توسط ب. ش |

در نگاه كسي كه پرواز نميداند هرچه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.

روزي فرا خواهد رسيد كه شيطان فرياد برآورد ، آدمي پيدا كنيد ! سجده خواهم كرد.

مهم نيست كه قفلها دست كيست ،مهم اينست كه همه كليدها دست خداست

تو نه در ديروزي و نه در فردايي ، ظرف امروز پر از بودن توست ، زندگي را درياب .

پیاده شطرنج هم اگر راه را تا آخر ادامه دهد وزیر می شود.

باد می وزد می توانی در مقابلش هم دیوار بسازی و هم آسیاب بادی، تصمیم با توست.

در زندگي نه گُل باش كه از خاك روئي و نه باران باش كه در خاك فرو روي ،خاك باش تا گُل از تو برويد و باران بر تو ببارد .

هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی

برنده میگوید مشکل است اما ممکن بازنده میگوید ممکن است اما مشکل . .

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب، یعنی توی چمدان ماه خورشیدی هست

همیشه از خوبی آدم‌ها برای خودت دیوار بساز. هر وقت به تو بدی كردند فقط یك آجر از دیوار بردار، این بی انصافی است اگر دیوار را خراب کنی

کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است . . .

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه

زندگی کتابی است پرماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور مینداز

تو چيزها را مي بيني و مي پرسي: چرا؟ من خواب چيزهايي را كه وجود ندارند مي بينم و مي گويم: چرا كه نه؟((جرج برنارد شاو))

آنان كه گذشته را بخاطر نمي آورند، محكوم به تكرار آنند.((جرج سانتايانا))

هيچ مي داني فرصتي كه از آن بهره نمي گيري، آرزوي ديگران است؟!((جك لندن))

گذشته، گذشته است واین فرصتهای حال و آینده است که هنوز باقیست که اگر از آن استفاده نکنیم آن هم به تاریخ خواهد پیوست

در بازی زندگی بازنده ترین افراد ،کسانی اند که هرگز دست به هیچ کاری نمیزنند پس در این بازی ، عمر خود را میبازند

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه آنچه که بدان مینگری . (آندره ژید)

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:47 توسط ب. ش |

خدایت یار،تا آندم که ازهستی نشان باشد.روز ارتش بر شما مبارکباد

روز ارتش و گرامیداشت حماسه آفرینیهای دلاورمردان نیروی زمینی بر شما یادگار دفاع مقدس مبارک باد

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:47 توسط ب. ش |

با اب طلا نام حسین قاب کنید، با نام حسین یادی هم از آب کنید ،خواهید که سربلندو جاوید شوید، تا اخر عمر تکیه به ارباب کنید امشب كه شب عيد محبان باشد، مشمول همه عطاى سرمد باشد، يارب چه شود طلوع فجرفردا، صبح فرج قائم آل محمد)ص(باشد " عيد سعيد غدير خم بر شما و خانواده محترمتان مبارک"

علی در عرش بالا بی نظیر است علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟ عید غدیر مبارک

زیر لوای علی صف کشیده ایم / چشم انتظار مهدی آل محمدیم غدیر خجسته باد

امروز تنها وارث غدیر حضرت مهدی (علیه السلام(است. خدایا لذت دیدارش را بر ما ارزانی دار

غدیر روز اثبات امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام(بر شیعیان حضرت مهدی مبارک باد.

آمد غدیر و شیر خدا شد اماممان / در راه او فدا بنماییم جانمان عیــد غــدیر آمده بــیـعت کنیم مــا / بـا وارث غدیــر امام زمانمان . .

تمام لذت عمرم در اين است / كه مولايم اميرالمومنين است

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد ناشر حكم ولايت به ولي مي نازد گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد

عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم . . .

رسولی کز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد . عید غدیر خم مبارک

علی در عرش بالا بی نظیر است / علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم / چه عیدی بهتر از عید غدیر است . . . ؟

دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد . . . عید بر شما مبارک

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید غدیر خم مبارک باد

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست عید غدیر مبارک

عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

بر سرِ آسمانی آن ظهر / آیه‌های شکوه نازل شد مژده دادند ایه‌های شکوه / دین احمد(ص)دوباره کامل شد .

گفت پیغمبر به یارای سخن / پیک رب العالمین آمد به من گفت حیدر را خدا این تحفه داد / بر همه خلق جهان فضلش نهاد . . .

غدیر، تجلّی اراده خداوند، مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است

از جام و سبو گذشت کارم / وقت خُم و نوبت غدیر است امروز به امر حضرت حق / بر خلق جهان علی(ع)امیر است . . .

نور عالم از ولی داریم ما / اول و آخر علی(ع)داریم ما  .

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:46 توسط ب. ش |

زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد!

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار / نوروز، جاودانه ترین جشن روزگار عیدتان مبارک

سلام مسیج دادم بگم بالاخره من هم زن گرفتم یه همزن برقی

مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی، سرش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!!! اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا، با لبخند میاد و میگه: با من قهری با غذا که قهر نیستی

سادگی نهایت قناعت است.

همیشه از خوبی آدم‌ها برای خودت دیوار بساز. هر وقت به تو بدی كردند فقط یك آجر از دیوار بردار، این بی انصافی است اگر دیوار را خراب کنی

زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند

گرمترین بوسه ها را نصیب کسی کن که در سرد ترین لحظه ها به یاد توست . .

چه خوب بود همه ادم ها میفهمیدند ٬ قبل از اینکه فسیل شوند به هم محبت کنند . . .

همیشه سعی کن عاشق کسی بهتر از خودت باش تا با تو زندگی کنه ٬ نه بازی

انسان خوشبخت نمی شود،اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد!

در سه كار نبايد عجله كرد : تولد ، ازدواج و مرگ . كانت

با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد فصل هاي خسته كننده را اصلا نخوانيد . اسمارت

ما هنوز فرزندان الهي در تبعيد هستيم . جرج برنارد شاو

اي فرزند سخن به محبت گوي . لقمان حكيم

مادر ستاره اميد است . شو پن

مادر شعر بهشت است . آندره ژيد

هيچگاه اثرات خوب تعليم و تربيت مادرم را از دست نخواهم داد . توماس اديسون

با پدر و مادر چنان رفتار كن كه از اولاد خود توقع داري . سقراط

انسان از مادر ، آزاد زاييده شده است . ژان ژاك روسو

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:46 توسط ب. ش |

سلام-13تون بدر غمهاتون در بدر شاديهاتون پايدار سايه حق رو سرتون استوار

هركس به تمنايي رفته است به صحرايي؛او را كه تويي مقصود خاطر نرود جايي،سلام بربهاردل ها وشادابي روزگاران

نفس بادصبا،عشقي از جنس طلا،دوري ودفع بلا،ياري ازسوي خدا،در همين سال صفا،همه تقديم شما

يامقلب،قلب من دردست توست/يامحول،حال من سرمست توست/كن توتدبيري كه در ليل ونهار،حال قلب من شودهمجون بهار.*سال نومبارك*

عيد را بهانه كنيم تا به همه كسانى كه دوستشان داريم،سلامي بكنيم.نام شما در انديشه ، و مهرتان در قلب ماست سال نو مبارك

خوش آن دمي كه بهاران قرارمان باشد ظهورمهدي زهرا بهارمان باشد توفيقات الهي درسال نو يارتان

پيشاپيش سالي سرشار ازنعمت وبركت وسلامتي رابراي شماوخانواده ي محترمتان از درگاه احدیت آرزومندم.انشاءالله سال  جديد سال موفقيت و شادكامي و بهروزي براي شما باشد

یا مقلب القلوب والابصار ۰۰بارالها! دوستاني دارم كه جزء بهترين بندگانت هستند ، به آبروی آنها آبرويم را افزون بخش و به عزتشان عزتم را.درميان خلق عزيزترشان گردان و دراين روزهای آخر سال بهترينها را برايشان مقررفرما آمين.سال نو مبارکباد

مهم نيست كه قفلها دست كيست.مهم اينست كه كليدها دست خداست . از ته دل دعاميكنم كه شاه كليد تمام قفلها رو از خدا عيدي بگيريد. پيشاپيش عید بر شما مبارک وسرشار از خیر برکات الهی باد

صد مبارك به تو آن عيد كه فردا باشد نوروز نويد وصل دلها باشد . اميد كه با فضل خداوند جلي سال فرج مهدي زهرا باشد. پيشاپيش نوروز مبارك

باغ رویاهایتان پرشکوفه،شکوفه های زندگیتان پربار،تنتان سالم،دلتان شاد.پیشاپیش نوروزتان مبارک

گلها همه با اذن تو برخواسته اند/از بهر ظهور تو خود آراسته اند/مردم همه در لحظه ی تحویل سأل بی شک/ اول فرج تو را از خدا خواسته اند.پیشاپیش سال نو برجنابعالی وخانواده محترمتان مبارک باد

بهارفصل شكفتن گلهاونغمه شادي بخش بلبلان وسال نوبرشماوخانواده محترم گرامي باد

پاينده بادا عمرتان/پيوسته بادا عزتتان /فرخنده بادا عيدتان/آمين يارب ال عالمين/"سال نو"بر شما و خانواده/ محترمتان مبارك باد.

سال نو را به شما و خانواده محترم صميمانه تبريك عرض مي نمايم،سلامتي ،شادكامي وسربلندي را برايتان ارزومندم.

سال خرم،فال نيكو، مال وافر،حال خوش اصل ثابت،نسل باقى، تخت عالى، بخت رام بادت اندر شهريارى برقرار و بر دوام با آرزوی سلامتی وعاقبت بخیری در سال جدید ، فرارسیدن بهار طبیعت را خدمت شماوخانواده محترمتان تبریک می گویم

گل، هويت بهار است. و بهار آيينه ي قيامت. در اين آيينه خود را تماشا کنيم. نوروز برشما و خانواده محترمتان مبارک.

عیدرا بهانه می کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم سلامی بکنیم. نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست. عید برشما مبارک.

یه آسمون گلهای یاس و میخک / یه دریاعشق و اشتیاق و پولک / یه حس پاک ، یه قلب بیقرار و کوچک / میخواد بگه جلو جلو ، عید شما مبارک

بهار آمد که تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد بهار آمد که دل آرام گیرد / ز درد و غصه ها فرجام گیرد بهار بر شما مبارک

خانه تکانی، رسم قدیمی همه منتظران بهار است خانه تکانی دل را برای رسیدن بهار دلها، مهدی زهرا فراموش نکنیم .

گل ها و سبزه ها پیامبرانی هستند که در بهار مبعوث می شوند تا بهار ناگزیر قیامت را امضا کنند

گل همیشه بهارم این بهار هم رفت و نیامدی! عزیزم بیش از پیش دعایت می کنم و منتظرت هستم . تو هم به جان مادرت، دعا کن فصل بعد فصل وصل باشد

ان شاءالله امسال یه کاری کنیم وقتی تقویم سال بعد را باز می کنیم یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه: اولین سالگرد ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام)– تعطیل

بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند توبیایی همه ساعتها، ثانیه ها از همین روز همین لحظه همین دم عیدند اللهم عجل لولیک الفرج

دلتان به نور لطف خدا منور ، مشام جانتان به شمیم بهارمعطر لطف روزگار برایامتان مقرر ، نوروزتان با شادی وصفا

چون لاله به نوروز قدح گیر به دست / با آن گل نرگسی گرت رخصت هست می‌کوش به خدمتش که آن نوح نجات / بر اوج فراز می‌برد ذره پست عید تان مبارک باد

خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد . . . عید تان مبارک باد

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است / گر کُند یوسف زهرا نظری ، نوروز است لحظه ها در تپش تاب وتب آمدنش / آسمان چشم به راه قدمش هر روز است اللهم عجل لولیک الفرج

سال خود را با بهترین ۷سین آغاز کنید: سلام قولا” من رب الرحیم سلام علئ موسى و هارون سلام علئ ابراهیم سلام علئ نوح فى العالمین سلام علئ المرسلین سلام علئ إلیاسین سلام هی حتى مطلع الفجر

سرخوش آن عیدی که آن بانی نور / ازکنار کعبه بنماید ظهور قلبها را مهر هم عهدی زند / از حرم بانک انا المهدی زند . . . عیدتان مبارک باد

صد مبارک به تو آن عیدکه فردا باشد / نوروز نوید وصل دلها باشد امید که با فضل خداوند جلیّ / سال فرج مهدی زهرا باشد سال نو بر شما مبارک باد

دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمرجاویدان بماند خدارا میدهم سوگند برعشق هرآن خواهی برایت آن بماند بپایت ثروتی افزون بریزد که چشم دشمنت حیران بماند تنت سالم سرایت سبز باشد برایت زندگی آسان بماند تمام فصل سالت عید باشد چراغ خانه ات تابان بماند

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.

><(((> ><(((> ><(((> من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم. سال نو مبارک

17 ربيع يکي از چهار روز ممتاز سال در فضيلت روزه است ،میلادباسعادت حضرت محمدمصطفی(ص)و حضرت امام جعفرصادق(ع)مبارک باد

بهار امد و پنچره ها را باز کرد. من و با حسی دیگر آشنا کرد. بهار آمد و.. خاطره ها را تازه کرد

یادسهراب بخیر، آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی، من به یادت هستم آرزویم همه سرسبزی توست. بهار مبارک

بر سر سفره احساس اگر جایی بود/سخن ساده تبریک مرا جای دهید سال نو مبارک

مدعی گوید که با یک گل نمیگردد بهار/من گلی دارم که عالم را گلستان میکند/گل من را بهاری بیخزان است/گل من مهدی صاحب زمان است سال نو مبارک

پروفسور حسابی، آلبرت اینیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم

سرخوش آن عيدي كه آن باني نور ازكنار كعبه بنمايد ظهور قلبها را مهر هم عهدي زند از حرم بانگ انالمهدي زند؛ نوروز پيشاپيش مبارك

صد مبارك به تو آن عيد كه فردا باشد نوروز،‌ نويد وصل دلها باشد اميد كه با فضل خداوند جلیّ سال فرج * مهدی زهرا * باشد

بهار با گلهایش ، و سال نو با امید هایش این عید با امیدهایش بر تو ای عزیز ترینم مبارک . . .

باز کن پنجره را ، که بهاران آمد / که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد سال نو مبارک . . .

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم هر روزتان نوروز . . .

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند ! امضاء حاجی فیروز !!!

میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم میخوره پس سال نو مبارک !!!

بهار بهترین بهانه برای زیستن آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک . . .

نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز . . .

عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را نوروز  بر شما مبارک . . .

سعادت ، سخاوت ، سربلندی ، سروری ، سلامتی ، و سرور که بهترین هفت سین زندگی است را برای شما دوست عزیز آرزومندم . . .

آنان که هر روز تدارک اردوی آسمانی میبینند ، پر شکوهترین اوقات فراغت را دارند پرشکوه ترین تعطیلات نصیبتان باد . . .

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند . . .

عید حقیقی را کسانی درک میکنند که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر به آینده لبخند بزنند . . .

خودت گفتی وعده در بهار است / بهار آمد دلم در انتظار است بهار هر کسی عید است و نوروز / بهار عاشقان دیدار یار است . . .

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:45 توسط ب. ش |

79

59

36

71

62

34

56

41

67

48

25

27

60

75

48

23

58

42

41

38

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:42 توسط ب. ش |

 

70

61

62

80

69

53

77

76

صلوات بر محمد و آل محمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:41 توسط ب. ش |

 

 

 

 

 

39 

37

 

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:40 توسط ب. ش |

 
دوستت دارم مادر
 

درجه

معاني درجات نظامي

تابین

تابین به معنی زیردست و فرمانبردار، در نظام قدیم ارتش ایران به معنای سرباز بی درجه و معادل "سرباز صفر" در اصطلاح رایج امروز است.

سرگرد

سَرگُرد از درجه‌های نظامی ایران است. سرگرد فرمانده یگ گردان است که ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ سرباز دارد. سرگرد درجهٔ بالاتر از سروان و پایینتر از سرهنگ است.

پیش از دوره رضاشاه به سرگرد "یاور" می‌گفتند. معنای واژهٔ سرگرد "فرمانده گردان " است.؛ در پارسی گرد به معنای پهلوان و دلیر و جنگاور می باشد.

درجه برابر با سرگرد در نیروی دریایی درجه ناخدا سوم است.

میرپنج

میرپنج یا میرپنجه در نظام دورهٔ قاجاریه، درجه و عنوان امیری که برحسب تشکیلات، ۵ تیپ که عبارت از ۱۰ فوج (هنگ) و تقریباً معادل ۵۰۰۰ تن سرباز بوده است، تحت فرمان او قرار می‌گرفت. میرپنج درجه‌ای بالاتر از سرتیپ اول و بلافاصله پایین‌تر از درجهٔ امیرتومان بوده است.

سرلشکر

درجه نظامی بالاتر از سرتیپ و پایین تر از سپهبد می‌باشد. معادل آن در نیروی هوایی به همین نام و در نیروی دریایی ایران دریابان است. نشان آن شامل نشان تیمساری (که در هر ارتشی متفاوت است) به علاوهٔ دو ستاره می‌باشد. این نشان بالاترین نشانی است که در حال حاضر در ایران به یک نظامی اهدا می‌شود. بلندپایه ترین فرماندهان نظامی ایران در حال حاضر، همگی سرلشگر هستند. فرماندهٔ پلیس ایران معمولاً یک سرتیپ تمام می‌باشد.

ستوان

سُتوان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش به کسی ستوان گفته می‌شود که فرمانده یک دسته باشد. دسته از یگان‌های ارتشی است که معمولاً ۳۰ تا ۴۰ نفر تشکیل شده است. در مرحله ستوانی نیز امکان ارتقاء وجود دارد و به این منظور درجات ستوان یکمی و ستوان دومی نیز داده می‌شود. ستوان نخستین درجه از درجه‌های افسری است.

واژه ستوان یا استوان در فارسی به معنی محکم و قابل اعتماد و موثق است. این واژه در پارسی‌میانه «اُستیگان» بوده است.پیش از دوره رضاشاه به ستوان «نایب» می‌گفتند.

استوار 

اُستُوار درجه ایست در ارتش ایران میان گروهبان و ستوان.درجه استوار دو مرحله دارد:

استوار دوم

استوار یکم

سلطان 

سلطان عنوانی‌است با معانی تاریخی مختلف. ریشه آن از لغت سلطه در عربی به معنای قدرت و فرمانروایی گرفته‌شده‌است. بعدها این عنوان به فرمانروایانی اطلاق می‌شد که دارای قدرت کامل (اینکه زیر حکم فرمانروایی دیگر نیستند) در زمان خویش بوده‌اند.

سروان

سَروان فرمانده یک گروهان ارتش است. گروهان یکی از یگان‌های ارتشی است که معمولاً از ۱۰۰ تا ۴۰۰ سرباز تشکیل شده است. درجه سروانی یکی از درجات ارتش است.سروان درجهٔ بالاتر از ستوان و پایینتر از سرگرد است.در ایران پیش از دوره رضاشاه به سروان "سلطان" می‌گفتند. در فارسی دری افغانستان برای درجه سروان واژه تورن و برای سروان بلندپایه‌تر جکتورن بکار می‌رود.

پاسیار 

به پایور (درجه‌دار) شهربانی که هم‌رده با سرهنگ در ارتش است پاسیار گفته می‌شود. واژه پاسیار از مصوبات فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۸خ است.

سرهنگ

سَرهَنگ مقامی است در ارتش که بالاتر از سرگرد و پایین تر از سرتیپ.درجهٔ سرهنگ را در فارسی افغانستان دگروال می‌گویند که واژه‌ای است پشتو.

سرتیپ

درجه‌ای در ارتش که بالاتر از سرهنگ و پایین‌تر از سرلشگر است.این مقام معادل درجه دریادار در نیروی دریایی است.

سردار

سردار لقبی است که در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دارندگان درجه نظامی بالاتر از سرهنگ که دوره دافوس (دانشگاه فرماندهی و ستاد) را گذرانده باشند، اعطاء می‌شود. معادل این لقب در ارتش جمهوری اسلامی ایران امیر و در زمان پیش از انقلاب تیمسار بوده است.

سپهسالار

سپهسالار نام بالاترین درجه نظامی در ایران در گذشته بوده است. سپهسالار هممعنای سپهبد و سرلشکر و فرمانده کل قوا هست. در دروهٔ صفویان بالاترین مقام سپاه قزلباش، سپهسالار بوده است. تا اواخر دورهٔ قاجار نیز عنوان سپهسالار مورد استفاده بوده است، ولی پس از آن عنوانهای سرلشکر، سپهبد و ارتشبد مرسوم شده است.

نمونه شعرهایی که در آن واژه سپهسالار به کار رفته است:

چنانکه او ملک است و همه شهان سپهش  همه ملوک سپاهند و او سپهسالار

سپهسالار ایران کز کمانش  خورد تشویرها برج دوپیکر 

بدرگاه سپهسالار مشرق  سوار نیزه باز خنجر اوژن

گروهبان

گروهبان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش به کسی گروهبان گفته می‌شود که فرمانده یک گروه باشد. گروه، نام از یگان‌های ارتشی است که معمولاً از ۸ تا ۱۲ نفر تشکیل شده‌است. هر گروه خود معمولاً از دو جوخه تشکیل می‌شود.درجه گروهبان در نیروی زمینی برابر با درجه مهناوی در نیروی دریایی است.پیش از دوره رضاشاه به گروهبان به طور کل «وکیل» و به گروهبان یکم «وکیل‌باشی»می‌گفتند.

ناوسروان

ناوْسَروان درجه‌ای است در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.درجه ناوسروان هم‌سنگ درجهٔ سروان در نیروی زميني است.از نام‌آورترین ناوسروان‌های ایران ناوسروان یدالله بایندُر است که در ۳ شهریور ‪ ۱۳۲۰ و در جریان دفاع در برابر حمله متفقین به ایران کشته شد.

درياسالار

دریاسالار بالاترین درجه نظامی بعد از دریابان در نیروی دریایی ایران است. دریاسالارهم‌سنگ ارتشبد در نیروی زمینی است.دریابد همانند Vice Admiral در نیروی دریایی آمریکا و انگلستان است.

دريابان

دریابان درجه نظامی پایین تر از دریاسالار در نیروی دریایی ایران است. معادل آن در نیروی هوایی و نیروی زمینی ایران سرلشکر است.

دريادار

دریادار درجه‌ایست برای افسران نیروی دریایی و هم‌سنگ سرتیپ در نیروی زمینی است.دریادار معادل آدمیرال در زبان‌های اروپایی است. (خود واژه آدمیرال از واژهٔ عربی امیرالبحر گرفته شده است). تا قبل از فرهنگستان اول، در ترجمه‌های فارسی نیز از واژهٔ امیرالبحر استفاده می‌شد (در آن زمان خود ایران نیروی دریایی نداشت و این لفظ تنها در ترجمه به کار می‌رفت).

 

 دوستت دارم مادر  

منبع: کليک کنيد                                                             

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:38 توسط ب. ش |

دوستت دارم مادر

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازمانی نظامی است که در نخستین روزهای پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به فرمان آيت الله سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار و رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران) تشکیل شد. امام خمینی(ره) در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد را اعلام کرد و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری از نظام جمهوری اسلامی ایران است.

قانون اساسی درباره سپاه می‌گوید:

« سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.»

پس از فرماندهی سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری در سال ۱۳۷۸ نوآرایی‌های تشکیلاتی در سپاه روی داد. این نوآرایی‌ها شامل تشکیل سازمان بسیج مستضعفین و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و تشکیل ۳۱ سپاه استانی بود.

دوستت دارم مادر

           منبع:   کليک کنيد                                                               

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:33 توسط ب. ش |

 

ساير نيروها  

نيروي دريايي

ارتشبد

دريابد

سپهبد

درياسالار

سرلشکر

دريابان

سرتيپ

دريادار

سرتيپ دوم

درياداردوم

سرهنگ

ناوسالار

سرهنگ دوم

ناوسالار دوم

سرگرد

ناوسالار سوم

سروان

ناوسروان

ستوان۱،۲،۳

ناوبان ۱،۲،۳

رزم دار ۱،۲

ناودار۱،۲

رزم آور ۱،۲،۳

ناويار۱،۲،۳

رزم يار

سرناوي

سرباز

ناوي

دوستت دارم مادر

منبع:  کلیک کنید                                                                           

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:32 توسط ب. ش |

دولت وقت ايران ، با هدف دفاع از آسمان وطن ۲۹ خرداد ۱۳۰۳ (۱۹ ژوئن ۱۹۲۴ ميلادي) ده افسر جوان (وابسته به نيروي زميني) را براي فراگرفتن فنون خلباني در آموزشگاه هاي شوروي روانه مسکو کرد. در بازگشت اين عده به وطن ،نيروي هوايي ايران با آرم بلند آسمان جايگاه من است به وجود آمد و آسمان ايران داراي دفاع شد . نخستين هواپيماي نيروي هوايي ايران پنجم اسفند ۱۳۰۴ در آسمان شهر تهران ظاهر شد و نمايش پرواز داد.

تهراني ها براي تماشاي آن به پشت بام ها رفته بودند. اين نيرو در شهريور ۱۳۲۰ بدون توجه به بخشنامه سرلشکر نخجوان که خود افسر نيروي هوايي بود، تا آخرين قطره بنزين از آسمان کشور دفاع کرد و براي خود تاريخ ساخت .

دولت ايران در دهه ۱۹۳۰ هم مخفيانه گروهي از افسران نيروي زميني وطن را به ايتاليا فرستاده بود تا فنون نيروي دريايي را فرا گيرند . اين افسران سپس با ناوهايي که از ايتالياي موسوليني خريداري شده بود از طريق دماغه اميدنيک (جنوب آفريقا) به گونه اي که انگليسي ها متوجه نشوند که آبراه سوئز را در کنترل داشتند خود را به آب هاي خليج فارس رسانيدند و پايگاه هاي نيروهاي انگليسي را در چند نقطه از جمله باسعيدو در هم کوبيدند و برچيدند.

همين امر باعث ايجاد کينه در دل انگليسي ها شد و در شهريور ۱۳۲۰ با توسل به خدعه ، با کشتن بسياري از افسران و غرق يا تصرف کشتي ها اين ناوگان را عملاً منحل کردند.

دوستت دارم مادر

 منبع :سايت روزنامک                                                                     

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:31 توسط ب. ش |

 

درجه قديم

نام بعدي

نام امروزي درجه

تابین

 

 

یاور 

 

سرگرد

میرپنج

امیرتومان

سرلشکر

نایب 

 

ستوان

معین نایب 

 

استوار

سلطان 

 

سروان

پاسیار 

 

سرهنگ

سرتیپ

 

 

یوزباشی

 

 

مین‌باشی

 

 

سردار

 

 

امیر تومان

 

 

امیر لشکر

 

سرلشکر

امیرنظام

 

 

سپهسالار

 

 

وکیل

 

گروهبان

سرجوخهٔ بحری

 

سرناوی

ستوان بحری

 

ناوبان

سروان بحری

 

ناوسروان

سرگرد بحری

 

ناخدا سوم

سرهنگ دوم بحری

 

ناخدا دوم

سرهنگ بحری

 

ناخدا یکم

امیرالبحر یکم

 

دریاسالار

امیرالبحر دوم

 

دریابان

امیرالبحر سوم

 

دریادار

دوستت دارم مادر

منبع:    کليک کنيد                                                                                          

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:30 توسط ب. ش |

صلوات بر محمد و آل محمد

تشکیل نیروی زمینی در ایران را می‌توان از لحاظ تاریخی با پیدایش مادها در ایران همزمان دانست. در این دوران نیروی زمینی متشکل از دو گروه پیاده نظام و سواره نظام بوده‌اند. بعدها با تشکیل حکومت هخامنشیان این نیروها تحت فرماندهی یک نفر درآمده و رسته‌های پیاده، سواره، ارابه‌سواران، مهندسان، نفت اندازان، کارگزاران و گارد جاویدان شکل گرفت. اشکانیان اما اهمیت بیشتری برای رسته سواران قائل بودند. در دوره ساسانیان پادگان‌های همیشگی ایجاد شد و هزینه نگهداری نیروها و مزد سربازان از سوی حکومت مرکری پرداخت می‌گردید. پس از حمله مسلمانان به ایران و فروپاشی حکومت ساسانیان، امیران عرب، نیروهایی از ایرانیان را در زیر فرمان خود داشتند و پس از مدتی همین نیروها علم استقلال برافراشتند و در گوشه و کنار ایران حکومت‌هایی تشکیل دادند که دارای ارتش مخصوص خود بود. با روی کار آمدن صفویان، ارتش دارای سازمانی متشکل و هماهنگ‌تر شد و نیروی زمینی ارتش به چهار دسته: ۱-سواران ۲-پیادگان ۳-توپچیلر(توپخانه) ۴-نسقچیلر(راهدار و راهبان سپاهیان) تقسیم گشت. با کشته شدن نادرشاه، آرامش و مرکزیت خاصی که او پدید آورده بود، به یکباره از میان رفت و آشفتگی و بی سرو سامانی در ارتش تا نخستین دهه سیزدهم هجری و آغاز فرمانروایی آقا محمد خان قاجار ادامه یافت. در دوره قاجاریه با همت و تلاش امیر کبیر و سپس عباس میرزا، سازمان ارتش ایران مجدداً به صورت منسجم و هماهنگی در آمد و ارتش ایران به ده تومان تقسیم شد که هر تومان متشکل از چهار تا یازده فوج و فرمانده هر فوج یک سرتیپ بود. بعد از شکست ایران از روسیه و تشکیل دیویزیون قزاق در ایران، به طور کلی نیروی زمینی ارتش را بخش‌های زیر تشکیل می‌دادند:۱ -قشون جنوب ایران ۲-دیویزیون قزاق ۳-بریگاد مرکزی ۴-نظام ایالات و ولایات ۵-قوای داوطلب شرقی ۶-ژاندارمری ۷-امنیه و قوای مشابه ۸-پلیس منظم ۹-پلیس ایالات و ولایات.

نیروی زمینی ارتش در دوران معاصر

در دوره حکومت رضا پهلوی ایران به پنج حوزه نظامی بزرگ تقسیم شد که باید آن را مبدأ تشکیل نیروی زمینی ارتش به صورت اصولی و تقریباً به شکل امروزی آن دانست. این پنج حوزه شامل لشگر مرکز، لشگر شمال غرب، لشگر شرق یا خراسان، لشگر جنوب و لشگر غرب می‌شد. سپس طی سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰، تحولات اساسی دیگری در سازمان نیروی زمینی ارتش به وجود آمد و این سازمان شامل پنج لشگر، ۴ تیپ مستقل، ۲ واحد توپخانه ۱۰۵ بلند و ضد هوایی شد. در سال ۱۳۱۴ شمسی، درجات نظامی نیز تعیین و اعلام گردید. در این زمان، مدارس مختلف نظامی مانند مدرسه دیویزیون (برای دیویزیون قزاق)، مدرسه نظام مشیرالدوله (برای بریگاد مرکزی)، مدارس افسیه و سوزافسیه (برای ژاندارمری و کلاسهای بیطاری) که قبلاً در زمان قاجاریه تشکیل شده بودند، درهم آمیخته شدند و برای اولین بار مؤسسه‌ای به نام مدارس نظام کل قشون ایجاد گردید، در ادامه، این مدارس به سه مدرسه جداگانه: ۱-مدرسه ابتدایی نظام ۲-مدرسه متوسطه نظام ۳-مدرسه عالی نظام تبدیل شدند، که نام این سه مدرسه نیز در سال ۱۳۱۴ به ترتیب به دبستان نظام، دبیرستان نظام و دانشکده افسری تغییر یافت.

صلوات بر محمد و آل محمد

منبع:کليک کنيد                                                              

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:29 توسط ب. ش |

صلوات بر محمد و آل محمد

سِلاح یا جَنگ‌اَفزار، وسیله‌ای است که برای کشتار و تخریب به‌کار می‌رود. از بعضی سلاح‌ها برای کاربردهای غیرنظامی یا ورزش و تفریح نیز استفاده می‌شود.

پیشینه

بهرام چوبین سردار ایرانی دورهٔ ساسانی، هنگام بازدید از محل فوران نفت خام در ناحیه بادکوب (باکو) با توجه به قدرت اشتعال‌زایی این ماده، بر آن شد تا نوعی جنگ‌افزار ساخته شود و این کار را به مهندسان ارتش ایران واگذار نمود. در مدتی کم‌تر از یک سال، پیکانی ساخته شد شبیه به موشک‌های امروزی که حامل گوی دوکی شکلی بود که به نفت خام آغشته شده بود و از روی تخته‌ای که بر پشت قاطر قرار داشت با کشیدن زه پرتاب می‌شد. این دستگاه از یک زه (رودهٔ خشک شده) و چوب گز ساخته شده بود که بر تخته سوار می‌شد و دارای ضامن بود که دارای پنج خدمتکار بوده‌است که دو نفر از آن‌ها کمانکش بودند و نفر سوم نشانه‌گیری می‌کرده‌است. نفر چهارم مسئول افروختن بخش آغشته به نفت خام بوده و نفر پنجم قاطر را نگه می‌داشته‌است.

طبقه‌بندی جنگ‌افزارها

طبقه بندي جنگ افزارها

جنگ‌افزار متعارف

جنگ‌افزار سرد

جنگ‌افزار انفرادی (شمشیر، خنجر، تیر و کمان، ...)

جنگ‌افزار جمعی (منجنیق)

جنگ‌افزار گرم

انفرادی (سلاح کمری، تفنگ، نارنجک‌انداز، ...)

جمعی (توپ، تانک، هواپیمای جنگی، ...)

سیستم جنگ‌افزار متعارف

جنگ‌افزار نیمه‌متعارف

جنگ‌افزار شیمیایی

 

جنگ‌افزار هسته‌ای

جنگ‌افزار نامتعارف

جنگ‌افزار شیمیائی

جنگ‌افزار میکروبی

جنگ‌افزار هسته‌ای

صلوات بر محمد و آل محمد

منبع:کليک کنيد                                                                            

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:25 توسط ب. ش |

صلوات بر محمد و آل محمد

نوع سلاح

شرح

آکیناکه (خنجر بلند هخامنشی)

آکیناکه زرین یافته‌شده در طلاتپه.آکیناکه، (همچنین توسط یونانیان آکیناکا تلفظ شده‌است) یک گونه شمشیر یا خنجر بوده که توسط هخامنشیان بکار می‌رفته‌است. طراحیش از طرف سکاها بوده ولی توسط پارسیان مشهور شد و به سرعت در تمام جهان باستان گشترش یافت (حتی تأثیرش را در طراحی شمشیرهای بعدی چینی نیز می‌توان یافت). قالباً آکیناکه ۳۵-۴۵ سانتیمتر درازا داشته و دو لبه بوده‌است و از پهنای بین دو لبه برای کوبیدن و له کردن بکار می‌رفته‌است و یک غلاف به شکل B برای حفظ دست داشته‌است. غلافش منحصر به فرد و معرفش بوده و معمولاً هلالی در یک سویش داشته که اجازه می‌داده از کفل سمت راست آویزان شود.از آنجا که به دید می‌رسد آکیناکه یک جنگ افزار فروکردنی بوده، و از آنجا که قالباً به کفل راست آویزان می‌شده، پیداست که به یکباره بیرون کشیده می‌شده در هنگام خطرهای ناگهانی.متون باستانی اندکی دربارهٔ آکیناکه در دست است، آکیناکس یک شمشیر پارسی بوده ولی مولفینی که به لاتین می‌نوشته‌اند این واژه را بجای هر جنگ افزار مشابه دیگری که خواسته‌اند بکار برده‌اند. به ویژه، واژه آکیناکه در متون عهد وسطی زیاد دیده می‌شود و معرف نوعی شمشیر اروپایی است؛ همچنین در متون بجای مانده از مولفین کاتولیک که درباره توصیف کشور و فرهنگ ژاپن است، آکیناکه برای «کتانا» که شمشیریست ژاپن بکار رفته‌است.هرچند شمشیر پارسی کنونی (شمشیر هلالی شکل) شباهت‌هایی به آکیناکه دارد و در عهد باشتان وجود نداشته‌است. پارسیان عهد هخامنشی بیشتر از یک گونه شمشیر بکار برده‌اند: در آثار هنری پارسی باستان محافظان شاه و اشراف مهم، خنجرهای زیورگون و مورب دارند؛ و در آثار هنر یونان نیز سربازان پارسی مجهز به کپیس بارها دیده می‌شوند. بیشتر شمشیرهای پارسی بکار رفته بدست هخامنشیان شبیه هم بوده‌اند و دربارهٔ اینکه کدام یک آکیناکه بوده‌است باید پژوهید.یک سرنخ سودمند این است که در متون یونانی و رومی آمده‌است که شاه پارسیان آکیناکه خود را به نشانه دوستی می‌فرستاده؛ این متون دال بر این است که خنجر شاه آکیناکه بوده‌است.یک نقل قول از مورخ یهودی «ژوزفوس» بجا مانده که می‌گوید: سیکاری‌ها که گونه‌ای راهزن بودند، در آن زمان به بیشترین تعداد رسیده بودند و از شمشیرهای کوچکی بهره می‌بردند، که از بهر اندازه شبیه آکیناکه پارسیان بود ولی به مانند سیکای رومی خمیده بود و این راهزنان نامشان را از آن داشتند.این نقل قول هم دال بر این دارد که آکیناکه همان خنجر پارسیان می‌باشد.

برگستوان (زره اسب)

بَرگُستوان زره و پوشش اسب است که برای محافظت و مصون نگهداشتن این جانور در جنگ استفاده می‌شده است.پوشش پیلان جنگی را نیز برگستوان می‌نامیده‌اند.واژهٔ برگستوان ترکیبی است از بر (روی)+کُست (پهلو)+ -ان (نشانهٔ جمع) و معنای واژگانی آن " بر روی پهلوها" است.

بیغال (نیزه دستی چوبی)

 

پیکان

 

تبر

تَبَر ابزاری است از آهن با دسته چوبی یا آهنی که با آن چوب را می‌شکافند و خرد می‌کنند.ار نوعی تبر به نام تبر یخ نیز برای صعود از آبشارهای یخی یا یخچال‌های طبیعی استفاده می‌شود.

انسان چندین هزاره‌است که از تبر برای قطع درختان، خرد کردن و شکل دادن چوب، به عنوان جنگ‌افزار و ابزار نمادین در مراسم استفاده کرده‌است. تبرهای آغازین سری سنگی و دسته‌ای چوبی داشتند ولی پس از آن تبرهایی از جنس مس، برنج و آهن نیز ساخته‌شد. تبر نمونه‌ای از ماشین ساده است.نوع کوچکتر تبر، تبرزین نام دارد که به عنوان زین‌افزار به پهلوی اسب بسته می‌شده‌است.در زبان فارسی واژه ناچَخ، (هم‌ریشه با ناشکه سانسکریت) به معنای نابودکننده، به‌کار رفته که به معنای نوعی تبر است.در دوره پارینه‌سنگی نخستین، برای ساختن تبر، سنگ را طوری تراش می‌دادند که نوکِ آن تیز و سطح آن پهن شود. در دوره نوسنگی تبر دسته دار ساخته شد. غارنشینان دوره نوسنگی که آثارشان در تنگ پِدْبان در کوه‌های بختیاری دیده شده، از تبر سنگی استفاده می‌کرده‌اند.به نوشته گزنفون (ح ۴۲۸ یا ۴۲۷- ح ۳۵۴ ق م) و استرابون (ح ۶۳ ق م - بعد از ۲۰ میلادی) تبر و تبرزین از جنگ افزارهای هخامنشیان بوده‌است. سکاهای ایرانی‌تبار از گونه‌ای تبر به نام ساگاریس استفاده می‌کردند.

تبرزین

تَبَرزین به تبرهای جنگی گفته می‌شود که در قدیم به پهلوی اسب بسته می‌شده و از آن در کارزار استفاده می‌کردند.تبرزین از ابزارهای جنگی در دوره هخامنشیان بود و در روزگار ساسانیان، از جنگ‌افزار سواره‌نظام به‌شمار می‌آمد.از سده سوم، در ایران و کشورهای عربی و آفریقای شمالی و اندلس، گروه‌های سواره‌نظام تبر و تبرزین را در حلقه چسبیده به زین یا «خُف» (نوعی چکمه بلند تا ساق) یا در غلاف می‌گذاشتند.درویشان در دوره‌های بعد، تبر کوچکی به شکل تبرزین بر دوش می‌گذاشتند که به همین نام نامیده می‌شد.گونه‌ای از تبرزین به نام ناچَخ نیز در جنگ‌ها به‌کار می‌رفت.

ترگ

 

ترکش (تیردان)

تَرکِش وسیله‌ای برای حمل تیر است.

تَرَکِش قطعه حاصل از انفجار مهمات است.

تُکمار (پیکان‌های سَرگِرد)

 

تیر

تیر، نام گروهی از پرتابه‌ها در جنگ‌افزارها است.

تیر، واحد شمارش فشنگ و برخی دیگر از مهمات است.

تیردان

 

تیغ

تیغ به هر ابزار یا بخشی از یک ابزار، اسلحه یا ماشین گفته می‌شود که دارای یک لبه‌ی تیز برای بریدن، قطع‌کردن و یا شکاف ایجاد کردن می‌باشد. از شمشیر، خنجر و کارد می‌توان به عنوان تیغ

جوشن

 

چرخ (گونه‌ای کمان)

 

خدنگ

 

خشت (گونه‌ای جنگ افزار بوده)

 

خفتان

 

خنجر

خَنجَر یا دشنه جنگ افزاری است کوتاه اندازه کارد که دو دم آن تیز و برنده است. خنجرهای شرقی بیشتر خم می‌باشد و خنجرهای اروپایی بیشتر شبیه یک شمشیر کوتاه است.

دژکوب

دژکوب نام وسیله‌ای است که در قدیم در جنگها برای خراب کردن درها و یا دیوارها به کار می‌رفته است و در واقع نوعی سلاح محسوب می‌شود . نوع کوچک این وسیله همکنون نیز در برخی از عملیاتهای پلیسی استفاده می‌شود . برای سهولت در جابجایی این وسیله برای آن معمولاً از چند چرخ (بسته به بزگی) استفاده می‌کنند .

زره‌پوش

 

زنجیر

زنجیر نام رشته‌ای است که به هم متصل شده‌اند. زنجیرها معمولاً از فلز ساخته شده‌اند.زنجیرها معمولاً به یکی از دو شکل زیر بسته به نوع استفاده ساخته میشوند:زنجیرهایی که برای کشیدن، بلند کردن اشیا و یا برای جلوگیری از سرقت بکار گرفته میشوند، که این زنجیرها به هر طرف قابلیت انعطاف‌پذیری دارند.زنجیرهایی که برای انتقال قدرت ماشین‌آلات ساخته میشوند و تنها در یک سو قابلیت انعطاف دارند، مانند زنجیر دوچرخه

زین

زین ابزاری است که بر روی پشت چهارپایان نهاده می‌شود تا نشستن انسان بر روی چهارپا را آسانتر کند.زین‌ها معمولاً از جنس چرم ساخته می‌شوند.تسمه‌ای که از دو سر زین به زیر سینه چهارپا وصل است تنگ نام دارد. به مجموعه زین و تنگ و سینه‌بند و مارتنگال و رکاب به اضافه افسار و کلگی و غیره، «زین و برگ» گفته می‌شود.به محل نگهداری زین، زین‌خانه و به مسئول نگهداری زین‌ها زیندار گفته می‌شود. زیندار را در زمان قاجار زیندارباشی هم می‌گفتند.خود واژه زین در پارسی میانه به معنای سلاح بطور کلی بوده است و زینستان به معنای قورخانه.به نشستن طولانی بر روی زین که باعث زخم شدن بشود «زین‌زدگی»می‌گویند.

بخش‌های زین

قاچ عقب (کوهه)

قاچ جلو (پیش‌کوهه، قربوس)

دامن (بغل‌های زین که ران سوارکار روی آن قرار می‌گیرد).

بخش‌های آستری (سرژ)

ژوبین

ژوبین، زوبین یا نیزه‌چه در قدیم به نیزه‌های کوتاه گفته می‌شد.سر برخی از ژوبین‌ها دوشاخه بوده‌است.واژه ژوبین در شاهنامه فردوسی در بیت‌های گوناگونی بکار رفته است. امروزه این واژه فارسی برای نامگذاری پسران هم کاربرد دارد.اصل این کلمه ژوپین (با حرف پ) می‌باشد که فارسی همان زوبین است

سپر

سِپَر نام جنگ‌افزاری دفاعی است که در گذشته جنگجویان برای پاسداری از خود در گرماگرم نبرد از آن بهره می‌برده‌اند.

ستام (افسار و مهار اسب)

 

سوفار (نوک نیزه)

 

شمشیر

شَمشیر یک سلاح سرد است که از یک تیغه بلند و لبه‌تیز و یک دسته تشکیل شده‌است. صورت فارسی میانهٔ آن هم به همین صورت (با یای مجهول) بوده‌است.

جنس شمشیر

در خاور قدیم برای ساخت شمشیر از سه نوع فلز به نام‌های نرم‌آهن (آهن نرم)، شاپورگان (آهن سخت) و پولاد آمیخته بهره می‌گرفتند.پولاد گوهردار که برای شمشیرسازی نیز استفاده می‌شد روهینا نام داشت. به ابزار ساخته‌شده ازر روهینا، روهنی می‌گویند.نمونه شعر از مسعود سعد سلمان:

نعل اسبان شد آنچه نرم‌آهن

تیغ شاهان شد آنچه روهیناست

انواع شمشیر

شمشیرهای خاورمیانه قدیم

شمشیر فارسی

شمشیر خراسانی

شمشیر سلمانی

شمشیر عراقی

شمشیر هندی

شمشیر منصوران

شمشیر یمنی

شمشیر سلیمانی

شمشیر دمشقی

ژاپن:

کتانا

شمشیر سوءدی شمشیر بریتانیایی شمشیر چینی

شمشیرهای معروف

ذوالفقار

شمشیر داموکلس

فلاخن (قلابسنگ)

فَلاخَن یا قلاب‌سنگ ابزاری جنگی بود که برای پرتاب چیزهایی مانند سنگ از آن بهره می‌بردند. فلاخن از رشته‌ای پشمی یا ابریشمی ساخته‌می‌شده‌است. امروز بیشتر در نزد چوپانان کاربرد دارد.فلاخن در متن‌های پارسی به گونهٔ فلاخان، فلخمان، پلخمان، فلماخن، بلخم، دستاسنگ، دست سنگ، قلباسنگ، فلماسنگ، کلاسنگ و کلماسنگ نیز نوشته‌شده‌است. در برخی از شعرهای پارسی نیز به کار رفته‌است مانند این شعر از جامی:

نخستین خواند استادان پرفن  که بستند از برایش یک فلاخن

قداره

 

کشکنجیر (منجنیق سنگ‌انداز)

 

کلاهخود

کلاه‌خود یا خود کلاهی گنبدی‌شکل از آهن، فولاد یا فلز دیگر است که سپاهیان بر سر می‌گذارند. کلاه‌خود بخشی از زره به‌شمار می‌آید که گاه سر تا پای جنگاوران را می‌پوشاند.کلاه‌خود در قدیم هم‌چنین پوششی از چرم‌های مخصوص و پخته شده یا از فلز برای محافظت سر و گردن و گاه صورت جنگجویان بوده‌است.گونه‌های دیگری از کلاه‌خود که در قدیم استفاده می‌شد اطرافی فروآویخته داشت چنانکه پشت گردن و دو گوش شخص را در خود بگیرد و گاهی برای محافظت چهره و بینی نیز یک زره چشم‌پوش داشت.میان سر و کلاه‌خود لایه‌های نرم و سبکی قرار می‌دادند تا به سر آسیب نرسد و باند عرق‌گیر در آن قسمت قرار دارد که کلاه‌خود به سر منتهی می‌شود. در میدان جنگ، یک سرباز گاه از کلاهخود خود را به‌عنوان دیگچه و کتری، بشقاب یا دستشویی استفاده می‌کند.از انواع کلاه‌خودها می‌توان به تیزخود، خود دهان‌باز، خود زنجیردامن و خود بورگوندی اشاره کرد. به انواعی از کلاه‌خود که هوانوردان، آتش‌نشان، برخی از پلیس‌ها، برخی ورزشکاران و برخی کارگران صنعتی بر سر می‌نهند کلاه ایمنی گفته می‌شود.از کهن‌ترین کلاه‌خودهای یافت شده در آثار باستانی ایران می‌توان به کلاه‌خود پرنده و سه پیکر مربوط به دوران عیلام میانه اشاره کرد.در پای بنای یادبود شمشیرهای قادسیه در بغداد که به دستور صدام حسین ساخته شد، تعداد ۵ هزار کلاهخود که گفته می‌شود متعلق به سربازان کشته شده ایرانی است، دیده می‌شود. صدام از طراحان بنا خواسته بوده تا کلاهخودهای متعلق به سربازان کشته شده ایرانی باشد برای همین هم اغلب این کلاهخودها بر اثر اصابت گلوله سوراخ است.

کمان

کَمان گونه‌ای جنگ‌افزار باستانی‌است که با نیروی ذخیره‌شده در زه خود پیکان را به جلو پرتاب می‌کند. کمان از گذشته تاکنون در زمینهٔ شکار، ورزش و جنگ کارایی داشته‌است، اگرچه با ساخت و توسعه تفنگ از اهمیتش بسیار کاسته‌ شده‌است.

کماندان (تنها در دوره هخامنشی دیده شده.)

 

کمند

کَمَنْد دام و طنابی است که در جنگ بر گردن دشمن یا در شکار بر گردن حیوان می‌انداختند و او را به جانب خود می‌کشیدند.کمند وسیله‌ای برای شکار حیوانات می‌باشد. این وسیله از نخ پلاستیکی ساخته شده که شامل چند حلقه بافته شده در کنار هم می‌باشد. طرز کار آن برای شکار پرندگان بدین صورت است که کمند را در کنار جوی آب یا چشمه قرار می‌دهند و اطراف آنرا موانعی می‌گذارند تا پرنده نتواند از جای دیگری آب بخورد و مجبور شود جهت خوردن آب به این مکان بیاید. وقتی که پرنده سرش را برای خوردن آب پایین بیاورد درون حلقه گیر کرده و به محض اینکه سرش را بالا بیاورد حلقه کشیده می‌شود و پرنده در دام می‌افتد.

گرز

گُرز نام یک جنگ‌افزار باستانی است که در جنگهای روزگار پیشین کاربرد داشته است. ساختمان کلی آن از یک دسته و یک گوی سخت گردآمده است. این ابزار را در پارسی گُرزه،کوپال و دَبوس هم می‌گویند که واژه واپسین به عربی هم راه یافته و جمعش هم دبابیس گردیده است.این واژه در پارسی میانه به ریخت warz بوده است. همچنین در این زبان به گرز gad هم می‌گفتند که از اوستایی gadâ گرفته شده بود.

گوپال

 

منجنیق

منجنیق (معرب منجنیک و من‌چه‌نیک) اسلحه‌ای باستانی است که برای پرتاب اشیا بدون نیاز به مواد منفجره استفاده می‌شد. گویا منجنیق در سال ۳۹۹ قبل از میلاد در شهر سریکیوس سیسیل اختراع شده‌است. منجنیق‌های اولیه، فقط قادر به پرتاب اشیای کوچکی مثل سنگ‌های ۵ تا ۱۲ کیلوگرمی را پرتاب کنند اما رفته رفته به قدرت آن‌ها افزوده گشته و منجنیق‌های جدید که همانند تیر و کمان کار می کردند، می توانستند سنگ‌های گداخته و با وزنی تا حدود ۵۰ کبلو گرم را پرتاب کنند. با وجود اینکه انگلیسی‌ها و چینی‌ها باروت داشتند و با توپ و موشک‌های فیتیله ای دشمن را هدف قرار می دادند، ولی هنوز منجنیق ایمن تر و قوی تر بود. البته وسایلی نیز بوده اند که چوب بلند سنباده شکلی داخل آن‌ها قرار می دادند که از آن برای تخریب دیوارها استفاده می نمودند ولی منجنیق‌ها بیشتر برای کشتن تعداد زیادی سرباز یا تخریب سریع بناها استفاده می شده است. کم کم با رسیدن تفنگ و باروت به سراسر جهان، منجنیق‌ها به شکل توپ در آمده و با پرتاب گلوله‌های بزرگی که داغ بودند، قدرت تخریبی بسیاری داشتند.

نیزه

نیزه یا نیزَک نام یک جنگ‌افزار کهن است که درگذشته در جنگها کاربرد داشته است.امروزه نیز از آن در ورزشهایی مانند پرتاب نیزه سود برده می‌شود.در آغاز نیزه‌ها را از نی می‌ساختند و نوکش را تیز می‌کردند یا فلز نوک‌تیزی را به سرش می‌بستند.نیزه را در پارسی میانه فرَشfraš می‌گفتند.در اصطلاح مهندسی برق، به میله‌های فلزی که برای حفاظت ساختمانها و پستهای فشار قوی استفاده می شود، نیزه یا برقگیر می گویند.

صلوات بر محمد و آل محمد

 منبع: کليک کنيد                                         

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:13 توسط ب. ش |

 

در سال ۱۳۵۴ شمسی گروهی از سربازان در مرکز آموزشی ۰۲چهل دختر که  آموزش نظامی فرا می‌گرفتند، این شعر را سروده‌اند:

چهل دختر چه جایی با صفایی ایست 

چه سرسبز و چه جایی خوش هوايست

ندیدم بدتر از سرمای اینجا 

اگر دانی بگو بینم چه جایی ایست

به دروازهٔ چهل دختر رسیدم 

صدای طبل و شیپور را شنیدم

صدای طبل و شیپور نظام است 

دوسال شخصی گری برمن حرام است

به خط کردند تراشیدن سرم را 

لباس ارتشی کردند تنم را

سحرگاهان زنند شیپور برپا 

زنند فریاد ودادها بر سر ما

اگر غفلت کنم چوب است و زندان 

نمی‌دانیم چه خوش ایم ما در اینجا

به یکسو بنگرم بینم بیابان 

به یکسوی دگر کوه‌های گرگان

زمشرق کوه باشد تا به مغرب 

فرار از اینجا نباشد کار آسان

غذای ما در اینجا مثل خانه‌است 

صفای ما همه شعر وترانه‌است

اگر گاهی نویسم نامه‌ای بد 

بدانید کارما اکنون بهانه‌است

بود ما را صفای روی دوستان 

در اینجا گردهم هستیم خندان

نباشد بین ما هرگز تفاوت 

که باهم بسته‌ایم اکنون پیمان

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:9 توسط ب. ش |

صلوات بر محمد و آل محمد

تعريف برخي کلمات و واژه هاي خاص

نام واژه

شرح

اسلحه‌خانه

اسلحه‌خانه یا سلاح‌خانه، به محل انبار، نگهداری و اندوزش سلاحها، ابزار، تجهیزات و مهمات جنگی گفته می‌شود. اسلحه و مهمات از اسلحه‌خانه به آوردگاه‌ها گسیل می‌شوند. اسلحه‌خانه می‌تواند ساختمانی ویژه برای خودش باشد یا پاره‌ای از یک ساختمان دیگر. در گذشته گاه به‌جای اسلحه‌خانه از واژهٔ جُبّه‌خانه بدین منظور استفاده می‌شده است. جُبّه، وام‌واژه‌ای عربی است - در اینجا - به معنی زره و سرنیزه (یا بخشی از سرنیزه)؛ عامه آن را «جُباخانه» یا «جیبه‌خانه» هم می‌گفتند.در اسلحه‌خانه‌ها علاوه بر مسئلهٔ امنیت و دست‌برد، یکی از مسائلی که بسیار بدان توجه می‌شود جلوگیری از هرگونه فعال، مسلح یا انگیخته شدن تجهیزات و مهمات است تا از هرگونه واقعهٔ ناگوار مانند انفجار و ... پرهیز گردد؛ از این‌رو امروزه سلاحها به‌ط‌ور کاملاً جداگانه و در قفل و بستی مجزا از مهمّات اندوخته می‌شوند و از سامانهٔ هشداردهی و اعلام خطر توانمندی هم برخوردار می‌باشند.

گرچه گاه در زبان فارسی، علاوه بر اسلحه‌خانه، سلاح‌خانه و جُبّه‌خانه، «قورخانه» و «زرادخانه» هم به محل نگهداری اسلحه و مهمات اطلاق می‌شده است ولی در دوران معاصر، بیشتر، این دو واژه - به‌ویژه زرادخانه - به‌جایی گفته می‌شود که علاوه بر محل نگهداری و انبار اسلحه، مهمات و تجهیزات نظامی، محل ساختن و تعمیر آنها هم باشد. البته هم‌پوشانیهای معنایی از این دست خاص زبان فارسی نیست و برای مثال در زبان انگلیسی هم، با مراجعه به دیکشنری‌های معتبر، بین واژه‌های arsenal و ‎(armoury) armory چنین وضعیتی دیده می‌شود.

پادگان

پادگان به جایی گفته می‌شود که گروهی از سربازان و تجهیزات برای نگهداری آن مکان در آن مستقر شده‌اند. پادگان معمولاً محل اسقرار یک یگان از ارتش است.پادگان‌ها می‌توانند دارای تأسیسات و تسهیلات گوناگونی باشند از جمله آسایشگاه، سالن غذاخوری، ورزشگاه، باشگاه افسران، نمازخانه، کلیسا، بازداشتگاه، دفتر دژبانی، منازل سازمانی، اتاقک نگهبانی، برج نگهبانی، پاسراه و غیره باشند.ورود و خروج به پادگان‌ها معمولاً برای عموم آزاد نیست و کنترل آن به عهده گروهی به نام دژبان است.پادگان محلی تقریباً ثابت است و شمار سربازان مستقر در آن از قرارگاه‌های نظامی کمتر است. قرارگاه نظامی معمولاً محل استقرار لشکرها در جنگ و عملیات دیگر است.پادگان‌ها می‌توانند گاه به عنوان محل تمرینات نظامی و مرکز فرماندهی نیز عمل کنند.

پیشینه در ایران

در زمان ساسانیان پادگان را در زبان فارسی آن زمان، زینستان می‌نامیدند. زین در فارسی میانه به معنای جنگ‌افزار است. در دوره قاجار بیشتر واژه ساخلو برای این منظور بکار می‌رفت. پاد در فارسی به معنی محافظت و نگهبانی است و واژه پادگان از مصوبات فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۸خ است.

زاغه مهمات

زاغه مهمات به محل نگهداری و انبار مهمات جنگی اعم از انواع گلوله تفنگ‌ها و گلوله توپ‌ها و سایر مواد منفجره گفته می شود.زاغه مهمات مکانی است امن، دور از دید، دور از دسترسی آسان و همراه با مراقبت دائمی توسط نیروهای نظامی.

پاسدارخانه

پاسدارخانه مکانی است در پادگانهای نظامی، که محل حضور عناصر محافظتی پادگان می‌باشد.افسر سر نگهبان، افسر نگهبان، رییس پاسدار و سربازان پاسدار افرادی هستند که به صورت ۲۴ ساعته در پاسدارخانه حضور دارند و به صورت شیفتی تعویض می‌گردند.از آنجا که پاسدارخانه و عناصر حاضر در آن وظیفه محافظت فیزیکی از پادگان نظامی را دارند از این رو کلیه افراد یاد شده مسلح به سلاح گرم و سرد می‌باشند و جهت دفاع از حریم پادگان در برابر تهاجمات احتمالی آمادگی کامل دارند.

زندان

زندان مکانی است که اشخاص از نظر فیزیکی، محدود و توقیف و معمولاً از آزادی‌های شخصی محروم می‌شوند. زندانها به طور قراردادی، سازمان‌هایی هستند که بخشی از نظام قضائی یک کشور محسوب می‌شوند و به منظور اجرای کیفر حبس، به‌عنوان یک مجازات قانونی که به صورت حکم از سوی دادگاه صادر شده‌است، به دلیل ارتکاب جرم بکار می‌روند.در بیان عامیانه در خیلی از کشورها، واژه زندان به‌عنوان یک مترادف برای بازداشتگاه نیز بکار می‌رود. در حالی که از نظر قانونی این واژه‌ها به دو نهاد مختلف اختصاص دارند. بازداشتگاه‌ها ویژه نگهداری اشخاصی هستند که در انتظار محاکمه‌اند و یا هنوز احکام به آنها ابلاغ نشده‌است، برای کمتر از یک سال. در صورتی که زندان‌ها میزبان افرادی هستند که دارای محکومیت قطعی می‌باشند.

واژه زندان در لغت‌نامه دهخدا: زندان جایی است که متهمان و محکومان را در آن نگاهدارند. این کلمه در فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای حبس پذیرفته شده‌است. در زبان پهلوی «زیندان»، ارمنی «زندن»، اوسِتی «زیندون» ... محبس، جایی که گناهکاران را در آنجا توقیف کنند. بندی‌خانه. سجن. دوستاخ . دوستاقخانه . بند. حصیر. محبس . سجن . دوستاق. این واژه در فرهنگ عمید به معنای بندیخانه، محبس خانه و قیدخانه، جایی که محکومان و تبهکاران را در آنجا نگهداری می‌کنند و محبس است.به کسی که در زندان خدمت می‌کند و وظیفهٔ حفاظت از زندانیان را بر عهده دارد، زندانبان و به کسانی که در زندان محبوس هستند زندانی می‌گویند. گاهی اوقات واژه زندانبان به تمام افرادی که در زندان یا سازمان زندانها کار می‌کنند اطلاق می‌شود. شناخته شده‌ترین زندان امروز ایران، زندان اوین است.

زندان‌های بزرگ به بخش‌هایی تقسیم می‌شوند که هر بخش، یک بند نام دارد. در زندان‌های بزرگ قسمت‌هایی مانند اندرزگاه، سلول انفرادی، و بهداری نیز وجود دارد.

تعریف زندان و بازداشتگاه در قانون جمهوری اسلامی ایران

در آیین‌نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور (مصوب ۱۳۸۴/۹/۲۰) در تعریف زندان آمده‌است:

زندان محلی است که در آن محکومانی که حکم آنان قطعی شده‌است با معرفی مقامات قضایی صلاحیت‌دار قضایی و قانونی برای مدت معین یا به طور دایم به منظور تحمل کیفر، با هدف حرفه‌آموزی، بازپروری و بازسازگاری نگهداری می‌شوند.

 

بازداشتگاه

 

 

 


درب جبهه

در آیین‌نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور (مصوب ۲۰/۹/۸۴) بازداشتگاه اینگونه تعریف شده‌است: بازداشتگاه، محل نگهداری متهمانی است که با قرار کتبی مقام‌های صلاحیت‌دار قضائی تا اتخاذ تصمیم نهایی به آنجا معرفی می‌شوند.

در همین آئین‌نامه در تعریف زندان آمده‌است: زندان محلی است که در آن محکومانی که حکم آنان قطعی شده‌است با معرفی مقامات قضایی صلاحیت‌دار قضایی و قانونی برای مدت معین یا به طور دایم به منظور تحمل کیفر، با هدف حرفه‌آموزی، بازپروری و بازسازگاری نگهداری می‌شوند.


به درب اصلی ورود و خروج یک پادگان معمولاً درب جبهه می گویند.

 

صلوات بر محمد و آل محمد

منبع:کليک کنيد                                                                                             

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:3 توسط ب. ش |

به ياد خفتگان در خاک

براي شادي ارواح طيبه شهداء ، امام شهدا و تمامي درگذشتگان خواننده اين وبلاگ

((صلوات))

مرحوم مغفورپدر همسرم

  وفات ۱۳۸۸

مرحوم مغفور پدر همسرم

مرحوم مغفورپدرم

وفات ۱۳۸۳

با کليک بر روي ادامه مطلب  زيارت اهل قبور را ببينيد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 12:0 توسط ب. ش |

شهرستان آزادشهر و حومه

آزاد شهر را بیشتر بشناسیم

شهرستان آزادشهر یکی از شهرستانهای ایران است که در استان گلستان قرار دارد. مرکز این شهرستان، شهر آزادشهر است.

این شهر سابقاً و پیش از انقلاب "شاه پسند" نامیده می‌شده است.

جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۸۹٫۴۷۷ نفر بوده‌است

تقسیمات کشوری
بخش چشمه ساران
دهستان چشمه ساران
دهستان خرمارود جنوبی
شهر: نوده خاندوز

بخش مرکزی شهرستان آزادشهر
دهستان خرمارود شمالی
دهستان نظام آباد (آزادشهر)
شهرها: آزادشهر و نگین شهر

موقعیت جغرافیایی
آزاد شهر از غرب به شهرستان رامیان متصل می‌باشد و شهرستان رامیان به شاهرود متصل است ونزدیکترین راه برای رسیدن به استان سمنان می‌باشد.شهرستان آزادشهر شهری است که تمام مسافران امام رضا ع از این شهرستان عبور می‌کنند. آزادشهر از شمال به شهرستان گنبد کاووس و ازسمت شرق به شهرستان مينودشت وازجنوب به شهرستان شاهرود و استان سمنان متصل است

قدمت این شهر به زمان پهلوی اول میرسد؛ در آن زمان نام این شهر «شاه‌پسند» بوده است؛ گفته می‌شود در اوایل حکومت رضاشاه وقتی وی از این منطقهٔ خوش آب وهوا و جنگلی عبور مینموده ضمن آنکه دستور احداث یک پاسگاه ژاندارمری را در این محل -که اکنون در میدان مرکزی شهر قرار گرفته است می‌دهد و ازین پس این محل را شاه پسند نامیدند و کم کم رو به توسعه نهاد اما پس از انقلاب ۵۷ نام این شهر به آزادشهر تغییر یافت.

محل تلاقی مسیر ارتباطی ۳ شهر بزرگ گنبد کاووس و گرگان و شاهرود بوده و مسیر ارتباطی شمال کشور به مشهد از این شهر می‌گذرد. به نحوی که از شمال به شهرستان گنبد کاووس، از غرب به شهرستان علی آباد و مرکز استان (گرگان)، از شرق به شهرستان مینودشت و استان خراسان واز جنوب هم به شهرستان رامیان و استان سمنان محدود میشود.

 

 

اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گلستان
شهرستان آزادشهر
بخش مرکزی
مردم
جمعیت ۸۹٫۴۷۷ نفر
زبان‌ گفتاری فارسی
مذهب شیعه
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۷۴۶۷۲

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11:53 توسط ب. ش |

الله نگهدارتان

۲۹ سال پيش در روز ۲/۱۱/۱۳۶۱ بعد از گذشتن از استان هاي گلستان (سابق استان گلستان امروزي و مازندران آن روز يکي بودند و تحت عنوان استان مازندران شناخته مي شدند)، مازندران، تهران ، همدان ،کرمانشاه و ايلام خودم را به قرارگاهي در سومار معرفي و مشغول نبرد با متجاوزين بعثي شدم يادش به خير .

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11:39 توسط ب. ش |

قلوب

در تاريخ ۳۰/۱۰/۱۳۹۰ چهل و نه سالگي را پشت سر گذاشتم مثل برق گذشت بزرگترين

آرزوي زندگي ام عاقبت به خيري در دنيا و آخرت است

+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11:29 توسط ب. ش |

یه شب رضا شاه سوار بر جيپ به طرف پادگانی می رفت ، بين راه سربازی رو که يواشکي جيم شده بود و بعد از عرق خوري های فراوان مست و پاتیل به پادگان بر می گشت را سوار کرد ، رضا شاه با لحني شوخ و برای آنکه از او حرف بکشد ، به سرباز گفت:
ناکس ! معلومه کمی دمی به خُمره زدی ، نه ؟
سرباز با افتخار گفت : برو بالا ... یعنی بیشتر
رضا شاه : يه ليوان زدی ؟
سرباز : برو بالا
رضا شاه : یه چتول زدی ؟
سرباز : برو بالا
رضا شاه : يه بطر زدی
سرباز : بزن قدش

بعد رضا شاه میگه : حالا مي دونی من کیم ؟
سرباز کمي جا می خوره و می پرسه که : نکنه گروهبانی ؟
رضا شاه : برو بالا
سرباز : افسری ؟
رضا شاه : برو بالا
سرباز : تيمسار ؟
رضا شاه : برو بالا
سرباز : سردار سپه ؟
رضا شاه: بزن قدش

همین که رضا شاه با اون دست می ده ، لرزش دستای سرباز را احساس می کنه
ازش می پرسه : چیه ؟ ترسیدي ؟
سرباز: برو بالا
رضا شاه : لرزیدی ؟
سرباز : برو بالا
رضا شاه : ریدي ؟
سرباز : بزن قدش‬
+ نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 8:50 توسط ب. ش |

 در اکسس 2007 باید ابتدا گزینه مربوط به ماکرو را در بخش تراست سنتر trust center  انتخاب و ماکرو را enable  کنید در این صورت کدهای نوشته شده اجرا خواهند شد. در ضمن به جای خصلت text  از خصلت value  استقاده کنید بهتر است  مثلا text1.value 
نمونه يک کد نوشته شده به شرح ذيل مي باشد


Private Sub cmdok_Click()
    Me.txtpassword.SetFocus
    If txtpassword.Text = "a" Then
        DoCmd.OpenForm "fvorood2"
           Else
    If txtpassword.Text = "b" Then
        DoCmd.OpenForm "fvoroodetelaat"
    Else
        "MsgBox "invalid password

        End If
    End If

End Sub
 
+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 22:30 توسط ب. ش |

مطالب جدیدتر